اقدام پژوهی / نویسنده مجتبی چاه ستاره

خرید بک لینک

موضوع اقدام پژوهی :

چگونه توانستم رفتار خجالتی دانش آموز کلاسم(امیرحسین) را برطرف کنم ؟

معلم پژوهنده  : مجتبی چاه ستاره

دبستان : شهید تندگویان

پایه : چهارم

سال تحصیلی :  97-96

 

مقدمه:

رفتار خجالتی  از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد که تمامی شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می دهد بطوری که چنین فردی از حضور در جمع دچار ناراحتی های گوناگون می شود که در وضعیت جسمانی او نیز اثر می گذارد. فرد کمرو هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهای مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است. فرد کمرو از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوس ترسو است. تعداد بسیاری از افراد کمرو و خجالتی فکر می کنند که مشکل آنها غیر قابل حل است بطوری که پند و اندرز همواره بیهوده بوده است و جای تأسف است که توانائی های عظیم افراد خجالتی علیرغم تمامی هوشی که دارند به هدر می روند. شخص خجالتی به خوبی می داند که دیگران از مشکل او آگاهند و همیشه مجبور است با گفتن کلمه بله تمام گفته های دیگران را تأیید کند.

رفتار کم رویی و انزواطلبی، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود فرد را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است. کودکان کم رو معمولا از داشتن دوست محروم اند یا تک دوست می باشند و بسیار به آن وابسته اند و این گونه کودکان به طور کلی درکنار هم سن و سال و هم کلاسی خود بودن لذت نمی برند و در کار گروهی شرکت نمی کنند و روابط اجتماعی این کودکان در مقایسه با دیگر کودکان دچار کاستی است و چون کمتر نظر دیگران را به خود جلب می کنند معمولا مورد توجه دیگران و حتی معلم خود قرار نمی گیرند.

در بسياری از کلاسهای درسی، دانش آموزانی ديده می شوند که آرام، کمرو و خجالتی هستند. اين دانش آموزان گرچه برای معلم و همکلاسی ها ی خود مشکلی ايجاد نمی کنند، ولی ممکن است به علت رنج ناشی از احساس ناامنی و بی کفايتی در خود، يکی از ناشادترين کودکان باشند. اگر در مورد رفتار غير اجتماعی آنان چاره ای انديشيده نشود اين کودکان احتمالاً در معرض بيماري های روانی قرار خواهند گرفت.

توصیف وضعیت موجود

اینجانب مجتبی چاه ستاره با توجه به اینکه اولین سال حضورم در سازمان آموزش و پرورش می باشد روزی که برای سازماندهی به اداره آموزش و پرورش شهرستان رفتیم بدون هیچ وقفه ای ما را به دورترین روستای این شهرستان فرستادند. بعد از اینکه به محل خدمت رسیدیم مدیر محترم مدرسه مسئولیت اداره کلاس چهارم را به ما سپردند و ما نیز با توجه به اینکه نیروی سال اولی بودیم ابتدا کمی استرس داشتم که مبادا از عهده این کار برنیاییم ولی به امید و توکل خدا وارد کلاس درس شدم و از دیدن بچه  ها لذت بردم و احساس کردم که سال بسیار خوبی با این بچه ها دارم. روز اول آشنایی از بچه ها خواستم که خودشان را معرفی نمایند به ترتیب از میز جلو خودشان را معرفی می کردند و اینکه نوبت به یکی از دانش آموزان رسید که به سختی خودش را معرفی کرد و سریع نشست. روز اول به پایان رسید و لیست دانش آموزان را به من دادند و وقتی اسامی را می خواندم نوبت این دانش آموز که رسید حتی از ایستادن و گفتن کلمه حاضر ابا داشت و بنده با توجه به اینکه در دانشگاه واحد روانشناسی گذرانده بودم اینجا بود که متوجه شدم این دانش آموز از چیزی که من و امثال من از آن بی خبریم رنج می برد. دنبال این بودم که بیشتر آن را بشناسم و اطلاعات بیشتری از آن به دست آورم تا بتوانم کمکش کنم زیرا متوجه شدم که این دانش آموز از حضور در جمع و حرف زدن در کلاس درس رنج می برد در حقیقت دارای رفتار خجالتی است و من بر خود لازم دانستم تا حد توانم به ایشون کمک کنم تا از این حالت بیرون بیایید و مانند بقیه دانش آموزان از کلاس درس، از کنار هم بودن با هم کلاسی ها و معلم و دیگران لذت ببرد.

 اهداف تحقیق:

- شناسایی مشکل دانش آموز و کوشش در جهت رفع مشکل وی.

- کمک به دانش آموز جهت حضور در اجتماع و هم صحبت شدن با همکلاسی ها و دیگر بچه های مدرسه.

- از بین بردن رفتار خجالتی در جهت جلوگیری از عواقب بعدی این اختلال رفتاری.

اهمیت و ضرورت تحقیق:

معمولا افراد به دلیل تربیت خانوادگی، شرایط و محیطی که در آن بزرگ می شوند دچار خجالت و کمرویی می شوند مثلا وجود یک نقص در ظاهر افراد از دوران کودکی، مثل چاقی یا لاغری زیاد یا مشکل درسی و خیلی موارد دیگر می تواند سبب ایجاد کمرویی یا خجالت در کودک شود. کمی بعد، همکلاسی هایش به دلیل آنکه نشانه های ضعف و ناتوانی را در او می بینند وی را مسخره کرده و ممکن است حتی با خشونت با او رفتار کنند. آن فرد هرچه بزرگتر می شود بیشتر رنج می برد، زیرا به سبب ضعف نیروی جسمانی هر تلاشی برای او دردناک تر می شود. گذشته از اینها احساس حقارت به او دست می دهد و سرزنشها و تنبیه های معلم هایش هم مسئله را تشدید می کند. وقتی به او بارها بزدل، ترسو، تنبل و گفته می شود دیگر کار او ساخته است.  بنابراین دانش آموزان دوره ابتدایی در سن حساسی هستند و اگر ما به عنوان معلم  به آن ها و رفتارهایی که از خود بروز می دهند توجه نکنیم مسلما عواقب بسیار بدی برای آنها به همراه خواهد داشت. یکی از مهم ترین مواردی که باید همواره آن را مورد توجه قرار دهیم رفتار خجالتی یا عدم حضور دانش آموز در جمع می باشد که اگر این اختلال رفتاری در این سن مورد توجه قرار نگیرد و در جهت رفع این اختلال هیچ تلاشی نکنیم آینده کودک بدون استثناء به خطر می فتد و از جامعه طرد خواهد شد و مورد بی مهری افراد قرار خواهد گرفت.

تعاریف عملیاتی:

کمرويی: اصولاً خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است. این حالت از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد که تمامی شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می دهد بطوریکه چنین فردی از حضور در اجتماع یا جمع افراد دچار ناراحتی های گوناگون می شود که در وضعیت جسمانی او نیز اثر می گذارد.

فرد کمرو: کسی است که هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهای مشخص يا انجام کاری همراه آنان بيزار است. در گفتار و کردار خود ملاحظه کار است و به طور محسوسی ترسو می باشد.

 

گرد آوری اطلاعات (شواهد 1)

مشاهده وضعیت دانش آموز:

بعد از اینکه متوجه شدم امیر حسین دارای رفتار خجالتی است و از حضور در جمع اجتناب می ورزد رفتار وی را بیشتر مورد مشاهده قرار دادم و از نزدیک رفتار وی را زیر نظر داشتم وقتی می خواستم درسی را از بچه ها بپرسم وقتی به سطح کلاس نگاه می انداختم تا یکی از بچه ها را انتخاب کنم سرش را کاملا پایین می انداخت و نه تنها به چشمان من نگاه نمی کرد بلکه تمام هوش و حواسش را به زیر میز انداخته بود و اگر هم وی را صدا می زدم خودش را به نشنیدن و متوجه نشدن می زد و بعد از اینکه متوجه می شد وی را صدا زدم بلند میشد و می گفت بلد نیستم. اوایل سال با مشاهداتی که سر کلاس داشتم و با مصاحبه هایی که با والدین و بقیه همکاران داشتم متوجه شدم که امیر حسین از نظر درسی هم در سطح نیاز به تلاش بیشتر می باشد. و بنده چون می دانستم اگر امیر حسین را بیرون بیاورم و در جلوی جمع از وی بپرسم یا اینکه پای تخته بیاید و بلد نباشد کار را خراب تر می کنم. هرگز چنین کاری را نکردم حتی یک بار هم که راهبر آموزشی آمدند از قضا ایشان را انتخاب کردنند و آوردند پای تخته در حین اینکه پای تخته با خود چیزهایی زمزمه می کرد من سریع با راهبر آموزشی در مورد این کودک حرف زدم و ایشون نیز چون قضیه را فهمید یک دانش آموز زرنگ آورد و گفت به امیر حسین کمک کن تا مسئله را حل کند و بعد از اینکه تمام شد امیر حسین احساس می کرد که خودش انجام داده است و شادی در چهره امیر حسین نمایان بود

وقتی از دانش آموزان می خواستم که شعر های کتاب فارسی را حفظ کنند وقتی روزی می رسید که می خواستم بپرسم نوبت امیر حسین که می شد می گفت آقا من شعر را حفظ کردم ولی خجالت ی کشم بخونم.

بنده از روش های تدریسی که بسیار به آن معتقدم و کارایی بسیار دارد روش تدریس بحث گروهی است که این روش تدریس برای اینگونه دانش آموزانی که رفتار خجالتی دارند بسیار مفید می باشد چرا که مجبور است  در گروه بحث کنند و حرف بزنند و در حقیقت بچه ها در این گروه ها مسلما راحت تر از این هستند که با معلم خود در تماس باشند برای همین من دانش آموزان را در گروه های مختلف قرار دادم تا اینکه بتوانم در جمع دوستانه و هم کلاسی هم رفتار این دانش آموز را مورد مشاهده قرار دهم. در ابتدا از سرگروه امیر حسین می خواستم که وی را به درس و بحث فرا خواند و از وی بخواهد که درس را برای بقیه بچه ها توضیح دهد. اما متاسفانه آنچه در این گروه دیده می شد عدم شرکت دراین گونه مباحث بود آنچه مشاهده می شد دوری و اجتناب امیر حسین از حرف زدن بود.

در زنگ ورزش نیز به طور غیر محسوس این دانش آموز را زیر نظر داشتم و اکثر وقت ها یک طناب در دست می گرفت و در گوشه ای از مدرسه می ایستاد و طناب می زد یا اینکه یک توپ می گرفت و با خودش بازی می کرد و اگر دانش آموزی توپ وی را می گرفت با اینکه جثه درشت و زور زیادی داشت هیچ وقت به تنهایی نمی رفت توپش را بگیرد و سریع پیش من می آمد و می گفت فلانی توپ یا طناب من را گرفته و نمی دهد.

وقتی دیر سر کلاس می رسید حتی از اینکه به معلم خودش سلام کند خجالت می کشید و بدون اینکه چیزی بگوید یا اینکه اجازه نشستن بگیرد می نشست و از این ترس داشت که حتی یک دقیقه بایستد و حرفی بزند که مورد توجه دانش آموزان قرار گیرد و بچه ها به چهره وی مستقیم نگاه کنند. با توجه به مشاهدات خود در مورد امیر حسین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت سعی در از بین بردن این رفتار از امیر حسین کنم چون بنده معتقدم که اگر ریشه ی این مشکلات از ابتدای اینکه درکودکی اتفاق می افتد گرفته نشود باعث بسیاری از مشکلات در آینده کودک می شود. این رفتار کم رویی و انزواطلبی، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.

مصاحبه با امیرحسین:

یکی از راه های کسب اطلاعات در زمینه مسئله مورد پژوهش خود شخص می باشد بنده نیز در این زمینه تصمیم گرفتم با خود امیر حسین مصاحبه کنم تا اینکه بتوانم اطلاعاتی از وی بگیرم و متوجه شدم که چرا اینقدر گوشه گیری می کند و در جمع مشارکت نمی کند.

در ابتدا از امیر حسین خواستم که خودش را معرفی کند. ایشون شروع کرد به معرفی خودش و تنها چیزی که من از وی شنیدم کلمه امیر بود یعنی آنقدر یآهسته حرف می زد که حتی من که در نزدیکی او بودم متوجه حرف هایش نشدم و از وی خواستم اگه امکانش هست بلندتر حرف بزند و بهش گفتم گوش های من سنگین است پس طوری حرف بزن تا منم بشنوم.

 بعد از وی پرسیدم امیر حسین جان کلاس اول درست چطور بود؟ گفت از همان سال اول من درسم خوب نبود ولی قبول شدم و آمدم بالا.

امیرحسین جان حروف الفبا را می توانی برایم بگویی گفت آره گفتم بگو گفت الف، ب،ت، پ. گفتم خوب بقیه اش گفت نمی دونم. من در ابتدا گفتم حتما بلد است شاید از من خجالت می کشد ولی بعدا متوجه شدم که بلد نبوده.

گفتم آیا دوست داری درس خون باشی؟گفت: آره . گفتم دوست داری در آینده چکاره بشی؟ گفت: دکتر.

از وی خواستم که چند تا از دوستانش را نام ببرد بعد از اینکه نام برد گفتم آیا در این کلاس از کسی هم ترس داری؟ گفت: بله و از وی خواستم که نام ببرد و ایشون پنج نفر را نام برد. بعد از گفتن این حرف من تمام حواسم به این پنج نفر از دانش آموزانی بود که امیر حسین می گفت از آنها می ترسم.

یک روز سر کلاس یکی از دوستانش که نام برد مرخصی گرفت و رفت که برود مشهد بعد از چند دقیقه دیدم امیر حسین دارد گریه می کند من در ابتدا تعجب کردم چون سابقه نداشت که ایشون سر کلاس گریه کند چون همش سرش تو کار خودش بود و هیچ گونه واکنش عاطفی از ایشون ندیده بودم. رفتم کنار میزش و گفتم چی شد چرا گریه می کنی؟ هیچ چیز نگفت بار دوم پرسیدم بازم جواب نداد. از بغل دستیش پرسیدم چی شده گفت که برا دوستش گریه می کند.

این حرکت امیر حسین کار من را بسیار سخت کرد چرا که در ابتدا مشاهده شد که با کسی در ارتباط نیست و بعد که باهاش مصاحبه کردم چند نفر از دوستانش را نام برد و در کلاس و زنگ ورزش هم من نمی دیدیدم که با این افراد رابطه داشته باشد برا همین کار من را با مشکل مواجه کرد.

برای این که بتوانم اطلاعات جامع و کاملی در خصوص مسأله فراروی خود کسب کنم، تصمیم گرفتم به طور وسیع به این قضیه نگاه کنم و مصاحبه ای با افرادی که به نحوی با این دانش آموز درارتباط اند داشته باشم.

مصاحبه با مدیر مدرسه سال قبل

با توجه به اینکه بنده مدیر مدرسه هستم و ارتباط بیشتری با دانش آموز و خانوادش دارم تا حدی می توانم در این زمینه شما را کمک کنم.

امیرحسین دانش آموزی بسیار ساکت می باشد در این چند سال من هیچ خطایی یا اشتباهی از این دانش آموز ندیدم و هیچ وقت بخاطر مشکل انضباطی به دفتر نیامده است و جزء دانش آموزانی است که بنده دوستش دارم چون هیچ وقت کار بی تربیتی از خودش نشان نداده است ولی آنچه که در حال حاضر مهم می باشد و فکر می کنم شما به دنبال بررسی و معالجه آن هستید عدم اجتماعی و عدم حرف زدن ایشان سر کلاس و با همکلاسی هایش می باشد این مشکل بزرگی است که نه تنها شما بلکه سه معلم قبلی ایشان نیز درگیر این مسئله بودند و کاری نتوانستند در این زمینه انجام دهند. بنده فکر نمی کنم مشکل خانوادگی بتواند امیرحسین را اینگونه بار آورده باشد چرا که من مطمئن هستم از نظر مالی تامین می باشد و نسبت به بقیه دانش آموزان از نظر مالی بهتر و تامین ترمی باشد و من در این زمینه با پدرش صحبت کردم و ایشان اذعان داشتند که هیچ مشکلی در این زمینه ندارد و من از هر لحاظ کمک حالش هستم.

معرفی به مشاور مدرسه

بنده مشکل امیر حسین را با مشاور مدرسه در جریان گذاشتم و از ایشان خواستم که در این زمینه من را کمک کنند. بعد از چندین جلسه صحبت با ایشان مشکلات امیر حسین را کتباَ نوشتم و در اختیار ایشان قرار دادم که مشکلات را به صورت کلی بدین گونه بیان کردم.

  • عدم ارتباط رودرویی با آموزگار در حین تدریس.
  • عدم ارتباط و هم کلام شدن با همکلاسی هایش و بقیه دانش آموزان.
  • عدم شرکت در بحث گروهی با توجه به اینکه کلاس درس به صورت فعال برگزار می گردد.
  • در زنگ ورزش به صورت انفرادی و بدون هم بازی شدن با همکلاسی هایش بازی می کند یا غالبا از انجام بازی و تمرین کناره می گیرد.
  • از نظر درسی هم نیاز به حمایت و راهنمایی معلم دارد.

بعد از اینکه مشکل امیر حسین لیست شد و در اختیار مشاور محترم مدرسه قرار گرفت ایشان به صورت حضوری با امیر حسین وارد مصاحبه شد و تمام رفتارهای ایشان را زیر نظر داشت و طی چندین جلسه نتایج گزارش را به شرح ذیل به بنده ارائه دادند.

به نظر می رسد دانش آموز از سلامت جسمی و روحی و روانی مناسبی برخوردار است و بر اساس گفته های دانش آموز مشکل خاصی مشاهده نمی شود و عدم موفقیت ایشان در تحصیل به دلیل بی انگیزگی و عدم آگاهی از مزایای تحصیل می باشد. و در این زمینه من پیشنهاد می کنم که حتما یک مشاوره انگیزشی در زمینه برنامه ریزی تحصیلی و ارائه الگوهای مناسب ارتباط با دیگران انجام گیرد.

مصاحبه با پدر امیرحسین:

با سلام و خسته نباشید خدمت پدر بزرگوار امیرحسین عزیز. با توجه به اینکه پسر شما هیچ گونه ارتباطی سر کلاس با دانش آموزان نمی تواند برقرار کند و به طور کلی یک رفتار خجالتی دارد قرار بر این است که ما این مشکل ارتباطی امیر حسین را حل کنیم. حالا بنده از شما می خواهم که ما  را در این زمینه کمک کنید و از همکاری شما هم خوشحال می شویم و هم اینکه این نوید را به شما می دهیم که امیر حسین به مرور زمان از این رفتار کناره بگیرد و مانند بقیه هم کلاسی هایش شاد و مفرح باشد و بتواند به راحتی با بقیه حرف بزند و این رفتار را فراموش کند.

 بنده در خدمت شما هستم و هر کاری یا اینکه هر اطلاعاتی در زمینه خانوادگی، گذشته و... امیر حسین بخواهید تا حدی که بتوانم در اختیار شما قرار می دهم.

من در ابتدا بگویم که زن اولی من به دلیل آتش سوزی از دنیا رفتند و مجبور به ازدواج دوم شدم و الان امیر حسین از خانم دومم می باشد و در خانه ما تعدادمان زیاد است و رفت و آمد هم زیاد ولی متاسفانه هیچ یک از اعضای خانواده ما چنین رفتاری را ندارند به جزء امیر حسین. ببینید یکی از مسائلی که باعث می شود کودکان این رفتار خجالتی را داشته باشند کمبود و یا نداشتن پول و یا خراب بودن وضعیت مالی خانواده است. ولی خداروشکر امیرحسین به هیچ عنوان در این زمینه کمبودی ندارد. من در ابتدای سال کلی وسیله مدرسه و... برایش خریدم مثلا یک کاپشن خریدم 170000 هزارتومان و یک جفت کفش خریدم 70هزار تومان ولی این پسر هیچ وقت این ها را نپوشید و وقتی دلیلش را می پرسم. می گوید؛ ببین پدر جان در مدرسه ما کسانی هستند که نمی توانند لباس و کیف و کفش من را داشته باشند پس اگر من این کار را انجام بدهم و این بچه ها من را در این لباس ببینند مطمئنا ناراحت می شوند پس من هیچ وقت این کار را نمی کنم و از من نخواهید که این کار را انجام دهم. پس به نظر من در زمینه مالی هیچ کمبودی ندارد که بخواهد در زندگی و روابطش با همکلاسی هایش مشکل داشته باشد.

از لحاظ رعایت مسائل بهداشتی هم طوری نیست که بخواد خجالت بکشد و سرش به این دلیل پیش همکلاسی هایش پایین باشد. چرا که روزی دوبار حمام می رود و خودش را همیشه تمیز نگه می دارد و هر روز موقعی که می خواهد به مدرسه بیاید عطر و ادکلن می زند و خیلی خودش را مرتب می کند و می گوید که تمیزی خوبه و مبادا اینکه به مدرسه می روم کثیف باشم.

اگر امیر حسین وارد مجلسی شود هیچ نمی گوید منظورم این است که اگر پذیرایی نشود ساکت می نشیند و مثل بقیه بچه ها نیست که درخواست چیزی بکند یعنی اگر چیزی بهش ندهند هیچ نمی گوید و بی قراری نمی کند که از وی پذیرایی کنند که به نظر من از یک جهت که ادب را رعایت می کند خوب است ولی از جهت دیگر چون درخواستش را نمی گوید و همان رفتار سر کلاس را انجام می دهد بسیار بد است و اینکه در این مراسمات هم نمی تواند ارتباط مناسب برقرار کند خیلی بد است چرا که من مطمئن هستم اگر همین طور ادامه داشته باشد در آینده به مشکل بر می خورد و اگر ازدواج هم بکند نمی تواند با خانواده همسر و خود همسرش ارتباط مناسب را برقرار کند.

یک چیزی که برای من خیلی جالب و حتی تعجب آوراست، این است که امیر حسین خیلی رفتار زنانه دارد و کارهای زنانه انجام می دهد. یعنی اینکه اکثر وقت ها ماسک می زند و لباس های هندی و یا زنانه را می پوشد و کارهای خانم ها را انجام می دهد. ظرف های کثیف را بعد از غذا و یا بعد از اینکه پذیرایی از مهمان ها تمام شد می شوید، حتی خودش با این سن کم غذا درست می کند، خانه را جارو می زند و تمیز نگه می دارد و از اینکه خونه کثیف باشد خوشش نمی آید.

امیر حسین شاید روزها، همیشه در خانه تنها بماند  ولی هیچ وقت بیرون نمی رود که با کسی یا هم کلاسی هایش بازی کند یعنی ماندن در خانه را به بازی کردن در بیرون خانه و در جمع دیگر بچه ها قرار گرفتن ترجیح می دهد.

امیر حسین بیشتر سراغ آدم های سن بالا مثل پیرمردها و پیرزن ها می رود و از آن ها می خواهد که مثلا از ده سال یا بیست سال پیش برایش تعریف کنند و همچنین بیشتر در جمع خانم ها حاضر می شود تا آقایون.

با امیر حسین باید با نرمی و مهربانی و خوش زبانی صحبت کنیم و اگر درخواستی داشته باشیم مثلا اگر لازم باشد که به نانوایی یا مغازه برود هیچ وقت نباید به زور یا اجبار بخواهیم که خواسته مان را انجام دهد یعنی اگر هم بخواهیم به هیچ عنوان انجام نمی دهد. فقط با خواهش و التماس مثلا بهش باید بگوییم امیر حسین جان، پسرگلم زحمت می کشی مغازه یا نانوایی بروی.

آیا امیر حسین حرف زشت و ناپسند هم می زند؟ نه اصلا به هیچ وجه. خیلی پسر با ادبی هستش من به خاطر این رفتارش خیلی دوستش دارم ولی بعد از این همه که من پیش امیر حسین بودم تنها یک بار من حرف زشت از این پسر شنیدم این هم حواسش نبود. و من چون انتظار این را نداشتم بسیار ناراحت شدم و بلند شدم و ایشون را خواستم تنبیه کنم که دیدم هیچ فرار نکرد و به من گفت قبول دارم که حرفم زشت بود پس مرا تنبیه کن و خودش گفت که یک چوب بردار و به پشت من بزن ولی من گفتم خیر یا باید گوشت را داغ کنم یا پا هایت را، که قبول کرد این کار را بکنم و من نیز او را حسابی تنبیه کردم و بدون اینکه گریه کند چون قبول کرده بود که حرف زشت زده است.

از لحاظ درسی خودم می دانم که امیر حسین در تمام درس هایش نیاز به تلاش بیشتر دارد و بسیار ضعیف است و من یکی از دلایل عقب ماندگی درسیش را معلم یکی از پایه های پایین اش می دانم که به دلیل اینکه دوست ما بود و با خانواده ما در ارتباط بود و رفت و آمد داشت به همین دلیل هیچ به امیر حسین درس نداد و در نهایت هم بدون اینکه چیزی یاد گرفته باشد او را به پایه بالاتر فرستاد. و الان این پسر من است که ضرر کرده و اینگونه بی سواد هستش. هیچ وقت من ندیدم که این پسر در خانه تکلیفی را انجام دهد و حتی مادرش بخاطر اینکه درس نمی خواند و تکلیفی نمی نویسد دعواش می کند و همیشه می گوید که معلم به ما مشق نگفته یا اینکه گفته ولی من  نوشتم. به نظر من همین می تواند دلیلی باشد که امیر حسین مجبور به سکوت سر کلاس است.

 

 

مبانی نظری پژوهش:

گوشه گیری:گوشه گیری به معنی تنها و مجرد و در خلوت نشستن و درجمع نبودن و کناره گرفتن از جمع است. گوشه کیر کسی است که از مردم دوری می کند و عزلت می گزیند و بدان وسیله خود را با محیط اطراف سازگار می سازد؛ البته هر نوع عزلت و در تنهایی ماندن، گوشه گیری تلقی نمی شود. هر انسان گاهگاهی دوست دارد تنها باشد تا به خود شناسی و حل مشکلات زندگی بپردازد. گوشه گیری زمانی حالت بیماری پیدا می کند که فرد از آمیزش با جمع و همنوعان بیزار و بیمناک باشد. در این مورد، اگر گوشه گیری به موقع درمان نشود به پیدایش حالت روانی شدید و افسردگی منجر می شود (شفیع آبادی ، 1374، ص 94)

علایم:

علائم گوشه گیری را  بطور خلاصه به شرح ذیل می توان بر شمرد:

  1. به تخیل فرو می رود و به خیالبافی می پردازد.
  2. ازمردم گریزان است و هر تمنا وخواهش را یک تحمیل تلقی می کند و در برابرآن مقاومت می کند.
  3. برای دفاع ازحقوقش اقدام نمی کند وکناره گیری را برتلاش ترجیح می دهد.
  4. -خجالت و سکوت.
  1. ناتوانی در برقراری روابط با دوستان و معلمان.
  2. فرار از فعالیتهای اجتماعی و به تعویق انداختن انجام دادن کارها.
  3.  بی حوصلگی وکسالت واحساس خستگی ونگرانی از آینده.

 9- کمک نخواستن از دیگران هنگام نیاز.

  1. درانجام دادن کارها از این شاخه به آن شاخه پریدن.

 11- سازش با وضع موجود واعتراض نکردن به آن حتی در صورت احساس ناراحتی.

12- احساس پوچی و بی ارزشی.

 13- ابراز وجود نکردن.

14- تسلیم شدن دربرابر خواسته های دیگران.

 15- ناتوانی در بروز احساس خصومت وپرخاشگری.

 16-اجتناب از رقابت.

17- زود رنجی وزود گریستن.

 18- پریشانی وبی قراری.

 19- غیبت از مدرسه.

 20- بی علاقگی به کلاس.

 21- عدم تمرکز حواس.

22- بی اعتنای به وقایع اطراف.  

 23- بی اعتمادی نسبت به توانایی های خود.

 24- داشتن نگرش منفی و بد بینانه به دیگران.

 25- مطرح نکردن مشکلات درسی درکلاس وعقب ماندگی درسی.

 

 

معالجه:

معلمان در رفع مشکلات کودکان گوشه گیر نقش بسزایی دارند و با صمیمیت و محبّت باید به تمام تغییرات رفتاری مناسب و موفقیت آمیز آنان توجه کرده، آنان را تشویق کنند و بدین وسیله کودکان را به سوی فعالیت های اجتماعی سازنده در مدرسه و خانه راغب سازند.

بردن به گردشهای علمی، تشویق به سخن گفتن در حضور والدین و دوستان و بستگان و جرات دادن به او بدین معنی که می تواند در برابر جمع سخن بگوید و شرکت دادن در فعالیتهای هنری و ایفای نقش در نمایشنامه ها از جمله اعمالی است که مهارتهای اجتماعی دانش آموزان و کودکان را افزایش می بخشد و آنان را در مبارزه با گوشه گیری یاری می دهد ( شفیع آبادی ،1374، ص 97).

انتخاب راه حل هاي ممكن

با توجه به اطلاعاتی که از طریق مصاحبه با پدر، مدیر و مشاور محترم مدرسه و مشاهده رفتار امیرحسین بدست آوردم و همچنین مطالعه منابعی در این زمینه، راه حل هایی که برای درمان گوشه گیری مفید بود به شرح ذیل لیست کردم:

  • صحبت با پدر امیرحسین که در خانه به او بیشتر مسئولیت بدهد و او را بیشتر به نانوایی و مغازه و به طور کلی محیط های عمومی بفرستد تا ایشان مجبور به حرف زدن با بقیه افراد بکند و از صاحب مغازه که امیر حسین به آنجا می رود بخواهد تا بیشتر با او حرف بزند.
  • تذکر به پدر امیر حسین درمورد اینکه به هیچ وجه وی را مورد تنبیه قرار ندهد و به او توجه کنند و پای صحبت ها و درد دلهایش بنشیند و از وی بخواهد که درس امروز را که معلم تدریس کرده است بیان کند حتی در حد گفتن موضوع یا کتاب های تدریس شده و او را وادار به حرف زدن بکنند.
  • خواستن از پدر امیر حسین که هر مراسمی که می رود او را با خودش ببرد و خودشون الگو و آیینه تمام نمای فرد برون گرا باشند و اینکه از هم سن و سال های امیر حسین بخواهد تا به خانه آنها بیایند و هم بازی و هم صحبت و هم درس امیر حسین باشند.
  • صحبت با معاون پرورشی و مشاور مدرسه در جهت برگزاری جلسه خصوصی با امیر حسین پیرامون مشاوره انگیزشی و همچنین تقویت مهارت های برقراری ارتباط.
  • بهترین راه در کلاس درس این بود که من معلم نیز با امیر حسین حرف بزنم و او را وادار به حرف زدن با بقیه همکلاسی ها و هم گروهایش بکنم که من به عنوان هدایت کننده فرایند تدریس در روش تدریس بحث گروهی از ایشان می خواستم که با بقیه دانش آموزان کار کند و نظر خودش را هرچند اشتباه بدهد و بارها کنار امیر حسین می نشستم و با شوخی هم که شده او را وادار به صحبت کردن می کردم و از او می خواستم که با من درس را تکرار کند چون ابتدای سال حتی وقتی از او می خواستم که حرف من را تکرار کند امتناع می ورزید و توجهی نمی کرد چون مدام احساس می کرد که توسط بقیه دانش آموزان مورد تمسخر قرار می گیرد.
  • دانش آموزان نیز در این زمینه نیز می توانستند به امیر حسین کمک کنند تا بتواند راحت با خودشان حرف بزند و رابطه برقرار بکند. بخاطر همین از اعضای گروهش بخصوص سرگروهش می خواستم که امیر حسین را وادار به حرف زدن بکند.
  • مسئولیت های زیادی به امیر حسین می دادم چندین جلسه او را به عنوان نماینده کلاس گذاشتم. بار اول ایشون حتی نزدیک بود که گریه بکند که این مسئولیت را قبول نمی کرد و حتی تا جلوی دفتر مدرسه می آمد و خواهش می کرد که این کار را نکنم ولی من هیچ وقت نخواستم که به خواسته او پاسخ بدهم چون می دانستم اگر امیر حسین در جلوی جمع قرار بگیرد کم کم این رفتار خجالتیش از بین می رود با اصرار من ایشان مجبور شد که این مسئولیت را قبول کند. اوایل هیچ وقت جلوی تخته نمی رفت و اسم دانش آموزانی را که شلوغ می کردند را روی تخته نمی نوشت و در دفترش می نوشت و برگه را به من می داد و وقتی می دید من با این دانش آموزان برخورد می کنم دیگه این امیر حسین قبلی نبود که از این کار سر باز می زد بلکه از من خواهش می کرد که نماینده باشد و حتی این کار من باعث شده بود که حس مسئولیت پذیری امیر حسین به او اجازه ندهد که غیبت بکند و مرتب کلاس ها را می آمد.
  • امیر حسین را به بهانه های مختلف به دفتر مدرسه می فرستادم تا با مدیر صحبت بکند و خواسته من را انجام دهد و قبل از این با مدیر صحبت کرده بودم که هر وقت امیر حسین پیش شما آمد با او حرف بزن هرچند خیلی کم و در حد چند کلمه.
  • چون درس امیرحسین طوری هست که نیاز به حمایت و راهنمایی آموزگار دارد و از پایه ضعیف می باشد تکالیف راحت و در حد ظرفیت و توانایی خودش به او می دادم و موقع امتحان گرفتن برگه ای که به او می دادم با بقیه برگه امتحانی دانش آموزان فرق می کرد و راحت تر می گرفتم یا اگر همان برگه امتحان را می دادم از ایشان می خواستم که کتاب را باز کند و به سوالات جواب بدهد چرا که اگر نمره خوبی نمی گرفت پیش همکلاسی هایش خجالت می کشید و این امر باعث تشدید شدن رفتار خجالتی او می شد.
  • از مدیر مدرسه می خواستم که در جلوی جمع به بهانه های مختلف امیر حسین را تشویق کند و به او جایزه بدهد. این بهانه ها می توانست به عنوان منظم ترین فرد باشد، می توانست به عنوان کسی باشد که بهداشت را رعایت می کند، می توانست از نظر درسی باشد و...
  • سر درس بعضی از کلاس ها در مورد راه های ایجاد ارتباط و دوست یابی و اهمیت داشتن دوست و داشتن رابطه خوب با دوستان حرف می زدم و از ایشان می خواستم که به حرف های من گوش بدهد.

 

 

 

 

 

 

  گردآوری اطلاعات (شواهد 2)

 با توجه به کارهایی که در زمینه مشکل امیرحسین انجام دادم، چند مدتی رفتار و حرکات امیر حسین را مورد مشاهده قرار دادم و یک سری کارهایی انجام می داد که به من احساس خوبی دست داد هر چند که به طور کامل نتوانست من را راضی کند و تغییر کلی و اساسی در رفتار امیر حسین ایجاد شود ولی برای شروع تغییر خوب بود. من رفتار امیر حسین را مشاهده می کردم متوجه شدم که ایشان برخلاف قبل که زنگ ورزش را به تنهایی به سر می برد همراه با دوستانش بازی می کرد و بعضا مشاهده می شد که اگر دانش آموزی با وی هم بازی نمی شد سریع نزد من می آمد و اعتراض می کرد و از من می خواست که به فلان دانش آموز بگوییم با او بازی کند. از همه جالب تر اینکه زنگ ورزش وقتی من لباس ورزشی می پوشیدم و دور مدرسه را دور میزدم و می دویدم پا به پا و هم صحبت با من می شد و می دویدیم که این رفتارش من را بسیار حیرت زده کرده بود چرا که تا قبل از این ماجرا که به وی اهمیت بدهم حتی دست به توپ و طناب نمی شد چه برسد به اینکه با من معلم بخواهد هم صحبت شود.

زنگ تفریح که می شد بدون استثناء با همکلاسی هایش به حیاط مدرسه می رفت و با هم خوراکی می خوردند و خیلی وقت ها مشاهده شد که با دیگر بچه ها برف بازی می کند در حالی که قبل از این زنگ تفریح را به تنهایی به سر می برد و یا اینکه داخل کلاس به دور از چشم بچه ها می نشست و خوراکی می خورد. و اینکه امیرحسین ابتدای سال قبل از همه ی دانش آموزان سر کلاس حاضر می شد ولی خیلی وقت ها مشاهده شد که آنقدر درگیر شوخی و بازی با دوستانش بود که بعد از من وارد کلاس درس می شد.

امیر حسین به فردی تبدیل شده بود که اگر دانش آموزی را جریمه می کردم و یا از ورزش یا امتیازات دیگر  محرومشان می کردم آنها نزد امیر حسین می آمدند و با او حرف می زدند و ایشان را به عنوان واسطه می فرستادند تا من آنها را ببخشم و ایشان از من خواهش می کرد تا از خطای آنها بگذرم.

یکی از کارهایی که برای درمان امیر حسین انجام دادم این بود که او را به بهانه های مختلف به کلاس های دیگر یا دفتر آموزشگاه بفرستم. در ابتدا امیر حسین به بهانه های مختلف از این کار خودش را منع می کرد ولی در اواخر این امیر حسین بود که خودش می گفت من بروم این کار را بکنم.

قبل از این، امیر حسین صبح اول وقت اگر دیر به مدرسه می رسید بدون اینکه سلام کند وارد کلاس درس می شد و سرش را پایین می انداخت و می نشست ولی بعد از توجه خاص به ایشان و احترام گذاشتن به شخصیت وی ایشان ابتدا در می زد و بعد وارد کلاس می شد و به من سلام می داد و دست و احوالپرسی می کرد و سپس اجازه می گرفت و می نشست.

با توجه به اینکه درس امیر حسین خوب نیست و نیاز به راهنمایی معلم دارد و همچنین کلاس درس بنده به صورت گروهی برگزار می شود در ابتدای سال هیچ همکاری با گروه نمی کرد و حرف نمی زد ولی بعضا مشاهده می شود که میخواهد از گروه یاد بگیرد و به حرف های سرگروه گوش می دهد و حداقل اینکه با آنها حرف می زند و بسیاری وقت ها دیده شد که با بچه های گروهش می خندد و خوشحالی می کند.

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهادات

  • بالا بردن سطح سواد علمی معلمان در زمینه روانشناسی تربیتی و رشد کودکان با توجه به اینکه با دانش آموزان مختلفی با تفاوت های فردی متفاوتی سرو کار دارند.
  • تشویق کردن این گونه دانش آموزان در جمع نیز می تواند علاوه بر برطرف کردن رفتار خجالتی، اعتماد به نفس آنها را نیز افزایش می دهد و باعث می شود در مواجه با کارها ترسی نداشته باشند.
  • مسئولیت دادن به دانش آموزانی که رفتار خجالتی دارند و به هر نحوی از بقیه همکلاسی های خود کناره می گیرند چون این کار بهترین روش می تواند برای این دانش آموزان باشد تا با دیگران رابطه برقرارکند.
  • درگیر کردن این دانش آموز با بقیه  دانش آموزان از طریق وادار کردن فرد به بازی های گروهی و شرکت در بحث گروهی و تهیه وسایل آزمایشگاه در کنار بقیه همکلاسی ها و ...

منابع

جان دبلیو، سانتراک(1387). روانشناسی تربیتی، مترجم: مهشید عراقچی و همکاران، تهران؛ انتشارات رسا.

سیف الهی، ولی الله(1387). راهنمای اقدام پژوهی، انتشارات دانشگاه گیلان.

سیف، علی اکبر(1389). روانشناسی تربیتی، تهران، انتشارات: دانشگاه پیام نور.

شفيع آبادی، عبدالله(1372). راهنمايي و مشاوره کودک، انتشارات تهران.

مهناز(1386). روانشناسی تربیت کودک و آموزش خانواده، تهران، انتشارات توتیا.

معظمی، شهلا(1388). بزهکاری کودکان و نوجوانان، تهران، انتشارات: دادگستر.

نادری، عزت الله(1366). دانش آموزان استثنائی، تهران، انتشارات امیرکبیر.

هنری ماسن و همکاران(1373). رشد و شخصیت کودک، مترجم: مهشید، پاشایی، تهران، نشر مرکز.

مومن زاده،

 

اقدام پژوهی / نویسنده مجتبی چاه ستاره...

ما را در سایت اقدام پژوهی / نویسنده مجتبی چاه ستاره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:14

صفحه بندی